تبليغاتX
وبلاگ رسمی طرفداران ابی

وبلاگ رسمی طرفداران ابی

Official Weblog of EBI Fans

من كوير خشك و پيرم

 ترانه ي كوير را با صداي ابي  مي شناسيم,اين آهنگ جز كارهايي ست  از ابی که کمتر در بين عموم شنیده شده است اشعار این ترانه بسيار پر مفهوم داراي معاني باريك و پنهان است,اين ترانه در آلبوم تپش قرار دارد و جز كارهايي مي باشد كه ابي قبل از انقلاب خوانده است.

ترانه سراي اين كار  فرهنگ قاسمي و آهنگسازي اين اثر بر عهده ي  تورج شعبانخاني  و تنظيم آن متعلق به اريك  است.
ترانه ي كوير از جمله كارهاي نمادين و داراي چند مضموني بوده است كه ابي قبل از انقلاب اجرا كرده است,اين كار از لحاظ معنا داراي پوسته اي ظاهري در وصف كوير و خشكي و بي آب و علف بودن آن است.اما در آن زمان مسلما منظور شاعر از سرودن اين شعر آن نبوده است كه يك كوير را براي مردم توصيف كند زيرا هر انساني با  كوير و خصويات آن آشناست و احتياجي به آن ندارد كه كسي ديگر اين موضوع را براي او بشكافد.همان طور كه مي دانيد در آن زمان به دليل جو خفقان و سنگين حكومتي و همچنين سانسور شديد شاعران و ترانه سرايان براي اين كه مفاهيم اجتماعي را به گوش همگان برسانند به ناچار آن ها را در قالب اشعار عاشقانه يا توصيف طبيعت به كار ميبرده اند,ترانه ي كوير نيز چنين است.معناي ظاهري اين اثر فقط و فقط توصيف يك كوير خشك و بي آب و علف است,اما اگر از اين پوسته ي ظاهري عبور كنيم خواهيم ديد كه ترانه سرا هدفي والاتر و منظوري فرا تر از توصيف يك كوير را داشته است.

اما دومين برداشتي كه مي شود از اين ترانه كرد اين است كه شاعر خودش را به كوير تشبيه كرده و در واقع كوير نماد خود شاعر بوده كه مدت ها و از ابتداي زندگي اسير و پايبند به اين دنياي خاكي بوده و همين تعلقات و ظواهر دنيوي باعث خشكي و نابود شدن  وي مي شود.اگر از اين منظرگاه به اين ترانه نگاه كنيم شاعر هيچ اميدي براي نجات خود نمي داند و فقط ريسدن به عشق واقعي كه به جنگل تن سبز _عطر پاك سبزه زار و يا ميلاد بهار و نقش روياي بهاران و باران تشبيه شده است در خواب و رويا ممكن بوده و هيچ نشانه اي در بيداري براي وصول به طروات و عشق حقيقي نمي داند.

اما با توجه به شعرها و ترانه هاي اعتراضي واجتماعي آن زمان ! اين اثر  در رديف كارهاي اجتماعي قرار مي گيرد و اين جاست كه كوير و بقيه ي مفاهيم موجود در اين ترانه نماد اجتماعي به خود مي گيرند و منظور ما هم همين خواهد بود.اين اثر در جاهايي به ظلم و ستم حكومت وقت و در جاهايي هم به جهالت و غفلت مردم اشاره دارد به طوري كه شاعر نتيجه ي اين ظلم و تيغ سوزان آفتاب ستم بر مردم رو بي خبري و در تاريكي فرو رفتن خودشان مي داند و غير مستقيم به اين موضوع اشاره دارد كه تا زماني كه مردم از خواب غفلت بيدار نشوند و چراغ هدايت و روشنايي به دست نگيرند ظلم و ستم حاكمان بر آنها ادامه خواهد داشت

من كويرم من كويرم
دشت تب كرده ي پيرم
نفسم مرده تو سينه عطشم كرده اسيرم

در اين مفهموم يعني اجتماعي بودن اين اثر كوير نماد جامعه ي ايران را به خود مي گيردكه سال هاست به دليل فقر فكري و جهالت اكثريت مردم و در نتيجه ظلم و ستم قدرتمداران داخلي و بيگانگان و به تارج رفتن ثروت هاي اين مملكت توسط همين اشخاص به ويرانه اي تبديل و دچار فقر استبداد بسيار وحشتناكي شده است.چيزي كه تا به امروز نيز ادامه دارد.

من كوير خشك و پيرم
كه طروات نپذيرم.

شدت ظلم حاكمان و همچنين غفلت مردم چنان زياد است كه تماميه جامعه از خود شاعر تا افراد ديگر باور ندارند روزي دوباره به چشمه ي آزادي برسند و رنگ باران آزادي و رهايي را ببينند.

توي روياها مي بينم روز ميلاد بهارم
مثل يك جنگل تن سبز عطر پاك سبزه زارم
در اين قسمت مردم استبداد زده فقط در خواب و رويا مي توانند روشنايي و سبز بودن دوباره را تماشا كنند و از آن لذت ببرند
اما اين مثل يه خوابه.. 

ودر زمان بيداري كامل  مردم خشك و سست بوده و كاملا دچار ياس و نا اميدي و بي خبري هستند.چيزي كه امروز هم شاهد آن هستيم و فقط مي توانند از  آزادي در خواب لذت ببرند.

تن من تشنه ي آبه:

اشاره دارد به اين كه تنها راه نجات و رهايي مردم از اين اوضاع سيراب شدن از آب آگاهي و حقيقت و باران شعور و معرفت و درك از حقوق خود و پي برن به ظلم و ستمي كه بر آنه روا داشته مي شود و در نتيجه گرفتن  حق خودشان است.

بوته هاي خشك و زردم زير تيغ آفتابه:

باز هم بر اين موضوع تاكييد شده كه تا وقتي جامعه دچار ياس و نا اميدي و غفلت است ظلم و استبداد ادامه ادارد و اين ظلم و ستم به تيغ آفتاب سوزنده تشبيه شده در اين جا آفتاب بر خلاف اكثر ترانه ها يا شعرها كه نماد طلوع آزادي است در اين اثر نماد ظلم و ستم قرار گرفته است.
در قسمت دوم اين ترانه دوباره تماميه اين مفاهيم تكرار مي شوند و با اين تفاوت كه  ديدن آزادي و رهايي در خواب براي مردم به جاي روز ميلاد بهار_جنگل تن سبز و عطر پاك سبزه وار از مفاهيم و تركيب هايي چون نقش روياي بهاران و بارون استفاده شده است كه در حقيقت تماميه اين مفاهيم نماد رسيدن به طروات و باران آزادي و رهايي هستند كه مردم به خاطر ياس و نا اميدي فقط در خواب مي توانند   بينند و وقوع اين عوامل را در بيداري غير ممكن مي دانند.

با اين كه اين آهنگ قبل از انقلاب توسط ابي خوانده شده است و سال ها از اجراي آن مي گذرد باز هم مي بينيم كه تماميه نماد ها و مفاهيم اين اثر در جامعه ي امروزي كه ما در آن زندگي مي كنيم صدق مي كند.

اكثريت مردم همچنان در غفلت و بي خبري به سر مي برند !

ظلم و ستم حاكمان فعلي در مقابل حاكمان قبلي چندين و جند برابر شده به طوري دوران استبداد حكومت قبلي در مقايسه با جور و خفقان و تزوير و ريا كاريه حكومت فعلي هيچ است.در نتيجه چنين ترانه هايي هنوز هم كاربرد دارند و تا زماني كه جهالت  مردم و ظلم و ستم حاكمان ادامه داشته باشد راه اين اشعار هم در مبارزه با سياهي ادامه خواهد داشت.تنها زماني اين گونه آثار  از مبارزه با پليدي و نفاق دست بر مي دارند و  معناي ظاهريشان كه توصيف طبيعت يا معشوق است به معناي اصلي آن ها تبديل مي شود كه مردم ما به بلوغ فکري و دركي كامل  از حق و حقوق خود برسند و فانوس و چراغ مبارزه با جور و تزوير را به دست گيرند و حكومتي بر مبناي آزاديه حقيقي و حقوق برابر تماميه انسان ها تشكيل دهند,آري آن زمان است كه با رسيدن به آرمان شهر يا مدينه ي فاضله ديگر نيازي به سرودن اين گونه اشعار نيست.گرچه اين امر يك آرزوي دور از ذهن و محال به نظر مي رسد ولي بايد اين را هم بدانيم كه شايد بتوانيم روزي دوباره از خانه هاي شاد بگذريم.


مطالب گذشته:

ابی و سیاوش قمیشی !

رمز موفقیت ابی !

نقش ابی در سینمای قبل از انقلاب !

روح لطیف در هنر موسیقی !

چند خبر مرتبط با ابی !

ابی در رسانه های خارجی !


+ نوشته شده در  ساعت 21:24  توسط EBI Mr sonG  | 

فستیوال ها

اطلاعیه

وبلاگ رسمی طرفداران ابی با همكاريه صميمانه تیم بلاگفا بازگردانده شد و همانند گذشته روال كاريه خود را ادامه مي دهد


_____________________________________________________________________

تصاويري كه ملاحظه مي فرماييد روجلدي مجله هایي است بسيار قديمي كه به خودي خود گوياست .

به گفته حسن شماعي زاده آهنگساز برجسته ايراني در مصاحبه با حمید شب خیز , آهنگ شكار با شعري از شيرازي , ملودي خود وي و تنظيم منوچهر چشم آذر و اجراي جاودانه ابي  در سال ۵۴-۱۳۵۳ خورشيدي پس از يك سال توقيف , در جشنواره جهاني آواز در كشور تركيه موفق به كسب جايزه ويژه هيات داوران و نيز جايزه مخصوص مردم تركيه شد !! و پس از اين پيروزي بي نظير و درخشان از توقيف خارج و مجوز پخش در تلويزيون ملي آن زمان ايران را دريافت نمود !!!


عکس شماره 1   عکس شماره 2   عکس شماره 3

عکس شماره 4  عکس شماره 5  عکس شماره6  

عکس شماره 7   عکس شماره 8

EBI MASTER OF VOICE 1993 OPERA HOUSE SYDNY

His voice and his choice of songs have won him awards all around the world, such as "Master of Voice" in 1993 with the song "Persian Gulf" in Australia.

+ نوشته شده در  ساعت 16:46  توسط EBI Mr sonG  | 

دانلود ترانه های بی بام ! (ترانه های کمیاب)


این ترانه های بی بام شامل ترانه هایس که در آلبوم های رسمی ابی نامی ازشون دیده نمی شود ,تعدادی از این ترانه ها به صورت تک اهنگ عرضه شده است , تعدادی از آن ها از روی فیلم های قدیمی و صفحه ها بازیایی و رکورد شده است, تعدادی در کنسرت ها خوانده شده و تعدادی دیگر ترانه هایی بودن که هیچ وقت تکمیل نشده اند و هرگز مجالی برای شنیدنشان پیدا نشد , بسیاری از این ترانه ها در سال های گذشته در این وبلاگ به گوش دوستداران ترانه نوین رسیده است , و امروز مفتخریم اعلام داشته باشیم 48 اثر از این ترانه ها که در آرشیومان موجود بود به مناسبت وارد شدن  به ششمین سال فعالیت وبلاگ رسمی طرفداران ابی برای شما دوستداران ابی و ترانه نوین قرار دهیم.
*کلیه ترانه ها با کیفیت اصلی 128kbp
*اکثر ترانه های قدیمی(عطش ,خونه و..) به صورت اختصاصی از صفحه های گرامافون با کیفیت بالا رکورد شده است.
*حد امکان سعی  بر این بوده کلیه آثار با استفاده از برنامه های کامپیوتری,نویز,هوا و صداهای اضافی حذف گردد.
*اکثر آثار از لحاظ کیفیت متفاوت با آن چیزی است که قبلا در این وبلاگ و یا جاهای دیگر پخش گردیده است.
*استفاده از آهنگ ها و لینک های دانلودی با ذکر نام وبلاگ رسمی طرفداران ابی بلامانع است.


 
آهنگ ترانه سرا و آهنگساز دانلود
1-خونه(کامل)  ایرج جنتی عطایی , بابک بیات
2-عطش مسعود هوشمند , حسین واثقی
3-شب اردلان سرفراز , منصور ایران نژاد
4-ظالم اردلان سرفراز , فرید زلاند
5-جهان سوم اردلان سرفراز , فرید زلاند
6-بانوی ما(ابی و سلی و نلی) اردلان سرفراز , شماعی زاده
7-بر فراز آسمان ها ...  -  واروژان
8-پریچهر اردلان سرفراز , فرید زلاند
9-کتاب سوخته .... - ....
10-تهمت .... - ....
11-مهرگان .... -  تورج شعبانخانی
12-یه روزی مهربون بودی .... - .....
My Love-13(ابی و شهرام) .... - ....
14-طپش(اجرای اول) ایرج جنتی عطایی , بابک بیات
15-زنجیر ورچین شاملو , اسفندیار منفردزاده
16-پریا شاملو , اسفندیار منفردزاده 
17-عید نوروز .... - ....
18-دوست دارم .... - ....
19-دکلمه پیر(مسعود امینی) مسعود امینی , منصور ایران نژاد
20-ابی و نوش آفرین(مادر) .... - فریدون خشنود
21-خواب اجرای اول اردلان سرفراز , فرید زلاند
22-وعده .... - ....
23-سنگ صبور .... - ....
24-راه من شهیار قنبری , فرید زلاند
Un Chain My Heart-25 .... - .... 
What is Love-26 .... - .... 
27-غروب(ابی  سیاوش قمیشی) پاکسیما , سیاوش قمیشی
Life-28 .... - ....  
29-وقتی به مستی می رسم ایرج جنتی عطایی , بابک بیات
30-همزبونم باش ورژن 1 هما میرافشار -  ....
31-همزیونم باش ورژن 2 هما میرافشار -  ....
Chelii Pom1 -32(ابی و شهرام) .... - ....
Chelii Pom2 -33  (ابی و شهرام) .... - ....
34-دلتنگی اردلان سرفراز , فرید زلاند
35-غربت(غریب) سیاوش قمیشی
36-زمین(ابی لیلا و...) .... - ....
Marcella-37(ابی و شهرام) .... - .... 
38-پنجره ها .... - ....
39-شب عشق(ابی و هایده) هدیه , صادق نوجوکی
40-شهر ظلمت(ابی و شاهرخ) .... - ....
41-جسارت(ابی و امیرآرام) .... - امیر آرام
42-فریاد زیرآب(ابی و داریوش) ایرج جنتی عطایی , بابک بیات
43-به من نگو(ابی و داریوش) اردلان سرفراز , فرید زلاند
44-سال 2000(ابی و داریوش) اردلان سرفراز , فرید زلاند
45-شقایق(ابی و داریوش) اردلان سرفراز , فرید زلاند
46-نازنین(ابی و داریوش) اردلان سرفراز , فرید زلاند
47-زندونی(ابی و داریوش) .... - ....
48-همخون(ابی و شاهرخ) .... - ....
روستایی؟! ایرج جنتی عطایی , محمد اوشال
پرنده مهاجر؟! ایرج جنتی عطایی , بابک بیات
هم غصه؟! ایرج جنتی عطایی , بابک بیات
شلیل؟! ایرج جنتی عطایی , محمد اوشال  




+ نوشته شده در  ساعت 23:0  توسط EBI Mr sonG  | 

ترانه به روایت منصور تهرانی و زنده یاد واروژ


به نقل از مجله تهران ماگازین چاپ دبی
* شما از نسل ميانه ترانه سرايی هستيد و شايد بتوان شما را پرچمدار اين نسل هم به حساب آورد. نسلی با ادبياتی ميانه ، نه زياد روشنفکرانه و نه زياد کهنه و بازاری . چه شرايطی در آن زمان حاکم بود که اين نسل را برای ترانه سرايی ايران رقم زد؟


** در آن زمان مشخصا آقايان شهيار قنبری ، ايرج جنتی عطائی ، اردلان سرفراز و از ميان خانمها خانم  زويا زاکاريان  ترانه سراهای نامی ايران بودند. من يک دهه بعد از آنها در شرايطی کارم را شروع کردم که ترانه سرا شدن کار آسانی نبود. شورايی برای تصويب ترانه وجود داشت و خواننده های طراز اول از ترانه سراهای خاص ترانه می خواندند. چون من شعر می گفتم ، دوستی گفت که تو استعداد ترانه گفتن داری و مرا به آقای  لقمان ادهمی که يکی از ويولونيست های بسيار ارزنده ايران است ، معرفی کرد. لقمان گفت : اگر روی اين آهنگ کلام بگذاری ترانه می شود. من از قضا دستی بر موسيقی داشتم و با نواختن تنبک و سنتور آشنا بودم. روی اين اهنگ کلام گذاشتم و ايشان بسيار پسنديدند و گفتند تو می توانی ترانه سرا باشی. چون الان در لس آنجلس شکل ديگری مرسوم است ، اغلب شعر می گويند و آهنگ ساز روی آن ملودی می گذارد.

 

* در همان زمان هم خيلی ها همچون زنده ياد واروژان اعتقاد داشتند که اگر ترانه ابتدا نوشته شود و بعد آهنگساز برای آن آهنگی بسازد بهتر است ، چون اينطوری مفهوم ترانه لطمه نمی خورد.** زنده ياد واروژان استاد تنظيم موسيقی در ايران بودند ، اما حرف ايشان يک حرف کلی نيست اگر بخواهيم بطور کلی راجع به ترانه صحبت کنيم ، ترانه يعنی اينکه ملودی ساخته شود و روی آن کلام بگذاريم. ولی شيوه آقای واروژان اتفاقا دست و پای آهنگساز را می بندد و خب ، سليقه ايشان اينگونه بود. به اين دليل می گوييم صنعت ترانه که بايد کلام روی ملودی قرار بگيرد ، قافيه حفظ شود و تداوم مضمون هم داشته باشد. اتفاقا ۹۵ درصد از کارهايم اينگونه بوده است.

 

* اين که يک ترانه مردمی می شد ، مسئله مهمی است. اما در ترانه های شما يک نکته وجود دارد ، شما هم از عشق می گوييد اما تنها دليل عشق نيست. بلکه در زمينه ای اجتماعی بيان نوعی اعتراض است. مثلا در  ترانه " شب زخمی " ( ابی  ) شما می گوييد :


سهم ما همينه که جدا بمونيم
پر فرياد اما بی صدا بمونيم


** در پس ذهن هر ترانه سرا چيزيست که با الهام از آهنگ به ترانه منتقل می شود. وقتی من در کنار دوستانی قرار گرفتم که نام بردم ، يعنی همان مثلث معروف که بهتر است بگوييد مربع ، چون خانم  زويا زاکاريان  را هيچ وقت نبايد از قلم بياندازيد. سالها بود که کسی با اينها کشتی نگرفته بود . من ديدم اينها ترانه های خودشان را گفته اند و سعی کردم از زاويه ديگری به قضايا نگاه کنم.

 

* قطعا نمی توان گفت که رمز موفقيت يک ترانه تنها در تلفيق ملوديک آن نهفته است. در آن زمان خوانندگان بسياری حضور داشتند که حضور و صدايشان تضمينی برای موفقيت يک ترانه به حساب می آمد.

** آن موقع قبلا مشخص می شد چه کسی قرار است ترانه ای را بخواند. و اصولا سه راس يک مثلث ، يک ترانه را موفق می کنند. ترانه و آهنگ هرچقدر هم خوب باشد ، اگر خواننده آنرا خوب نخواند و يا اشتباه به خواننده ای سپرده شود ، موفق نخواهد شد. من چند تا از کارهايم که کارهای خوبی هم بودند، به همين دليل حرام شدند.


شما به روشنگری در ترانه دهه ۵۰ اشاره می کنيد. اين مسير روشن متاثر از چه مسائلی بود که باعث شد ترانه سرايی متعهد شکل بگيرد ؟

** به هرحال نا رسايی هايی که در آن زمان در جامعه ديده می شد و ترانه بيشترين تاثير را برای انتقال اين پيام به مردم داشت. بهترين واسطه بين مردم و جامعه بود. فيلم هم خاصيت ترانه را داشت و به صورت مستقيم با مردم رو برو می شد.

 

* اما مگر اين دردها در دوران ديگر هم وجود نداشتند ، با اين حال می بينيم روند ترانه سرايی امروز يك روند تخديری است.

** الان من بايد گريزی به موسيقی لس آنجلس بزنم و آن را با موسيقی پاپ داخل ايران مقايسه کنم. الان با وجود موسيقی خوب داخل کشور ، اين موسيقی اشعار خنثی دارد و اکثر ترانه هايی که خوانده می شوند ، عاشقانه و عارفانه هستند و نگاه اجتماعی ندارند. اما در مورد لس آنجلس هم من مثل بعضی ها همه چيز را رد نمی کنم!!! . در انجا هم ترانه های خوبی ساخته شده و ترانه سرايانی بوده اند که ترانه های قابل تاملی سروده اند، ولی متاسفانه اکثريت با ترانه های مبتذل است.

 

* در برهه انقلاب شما خلاقيت های هنری ديگرتان را هم بروز داديد. شايد کمتر کسی با اين خلاقيتهای شما آشنا بود. شهيار قنبری  در گفت و گويی با مجله ای گفته بود : من ترانه را آغاز کردم تا از کلام به تصوير برسم. شما چطور ؟

** من برعکس آقای  قنبری  از اول عاشق سينما بودم. ترانه سرا شدن من تصادفی بود. در سنين جوانی فيلم  کلاغ پر  را ساختم که يک فيلم ۱۶ ميليمتری سياه و سفيد بود که در مسابقه فيلمهای کوتاه کشور به داوری آقايان : هوشنگ کاوسی  ،  بصير نصيری  و زنده ياد  هوشنگ حسامی  به مفهوم مطلق اول شد. بعد هم اين فيلم را به جشنواره سپاس فرستادم و آنجا هم کانديد شد. همان موقع که به ترانه سرايی روی آوردم ، سناريوهايی مغاير با موج قيصريسم که در آن زمان مد شده بود، نوشتم و عليرغم اينکه در فرهنگ و هنر تصويب شد روی دستم ماند. يکی از اين سناريو ها با تغييرات بسيار زياد تبديل به فيلم باغ بلور شد. که البته با قصه اصلی خيلی فرق داشت. اين فيلم ، آخرين فيلم شادروان  فنی زاده  قبل از انقلاب است. قصه يک دختر و پسر که به شهر می آيند و همديگر را گم می کنند و زمانی همديگر را می يابند که به درد هم نمی خورند. اين فيلم از مسائل اجتماعی گذشته بود و به همين دليل در فرهنگ و هنر سانسور شد. اتفاقا ترانه " باغ بلور " (
ابی , آهنگ شماعی زاده , تنظیم ناصر چشم آذر )هم در اين فيلم خوانده شده است.

يک روز ابراهيم حامدی ( ابی ) من را در خارج از کشور ديد و گفت : منصور ، اين ترانه چقدر اينجا مصداق دارد؟ و الان من بايد بگويم که :


هوای برگشتنم بود اگه بال و پری داشتم

بر می گشتم اگه اينجا خودمو جا نميذاشتم


گفتم يک ترانه نبايد تاريخ مصرفش تمام شود . بايد برای همه زمانها باشد.

 

* در گرماگرم آن موسيقی اينجا هم فضايی برای موسيقی پاپ فراهم شد. فضايی که به گفته بسياری ، بازسازی موسيقی دهه پنجاه  بود و ترانه ها تحت تاثير همان مربع معروف سروده می شد و موسيقی پاپ با بن بست ترانه سرايی مواجه شد. اينها در مجموع به شما توصيه کردند که کار نکنيد بهتر است ؟

** من علاقه مند بودم اينجا کار کنم. يکی دوتا ترانه هم به دوستانی برای کار سپردم. اما شايد آن ترانه ها مورد تصويب قرار نگرفتند. ولی هنوز زياد سعی نکردم. شايد اگر سعی کنم ، بتوانم اينجا راحت تر کار کنم. اين فضا از بعضی جهات به من نزديک تر از فضای لس آنجلس است.


بیوگرافی منصور تهرانی

سازنده ترانه یار دبستانی من و ترانه سرای گل واژه  و بزن تار و...

ـ ـ متولد بندرشاه (بندرترکمن) در شمال ايران. ـ شروع فعاليتهای حرفه ای: تک پرده های نمايش و تاتربه سفارش تلويزيون ملی ايران
ـ شروع فعاليتهای حرفه ای: تک پرده های نمايش و تاتربه سفارش تلويزيون ملی ايران.

نمونه ترانه ها

ـ ابی ( وقتی که من عاشق ميشم(گل واژه) ـ بدرقه ـ باغ بلور- چشمه و … )

ـ گوگوش ( داغ يک عشق قديمو … ـ پيشکش ـ يه تنهائی يه خلوت و …)
ـ هايده ( بزن تار )
ـ رامش (زوج)
ـ مازيار (حرف بزن ای مهربون و …)
ـ ليلا فروهر (دو پرنده و …)
ـ عارف( اونيکه سه حرفه اسمش و …)
ـ حميرا (امروز آفتاب از کدوم ور در اومد)
ـ مارتيک ( مريخی ـ آدم و حوا همراه با گوگوش)
ـ همچنين ترانه هائی برای نلی ـ افشين مقدم ـ فرزين و کوروش يغمائی
ـ و بالاخره دو ترانه برای ويگن سلطان پاپ ايران با همکاری کوروش يغمائی
( در بازگشت با شکوه ويگن به ايران)
ـ 1358، شعر و آهنگِ (يار دبستانی من)  با صدای فريدون فروغی


*********************


 واروژان

در ميان بزرگان موسيقي ايران زمين، پس از گذار از نام آوران و ماندگاراني چون حسين خان اسماعيل زاده ، غلام  خان ، آقاميرزا عبدالله ، علي اكبر شهنازی ، ابوالحسن صبا و ديگران كه در عصر خود به بلنداي موسيقي و شهرت رسيدند و بدرود حيات گفتند، در بين سالهاي ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ كه موسيقي پاپ در كشورمان به تازگي پا گرفته بود، ظهور هنرمندي  در اين رشته از موسيقي , توجه ترانه دوستان را به خود جلب كرد.


واروژ هاخبانديان كه همگي او را با نام واروژان مي شناسيم، در سيزدهم آذرماه ۱۳۱۵ و در حوزه يكم قزوين متولد شد و در حالي كه تنها دو سال از كودكي خود را نگذرانده بود، مادرش را از دست داده و ناچار به تهران انتقال يافت و خاله هايش به پرورش او همت گماشتند. وي تا كلاس ششم را در مدرسه ايتاليايي ها گذراند و به علت علاقه فراواني كه به موسيقي داشت، وارد هنرستان موسيقي شده و چندي بعد به كنسرواتوار موسيقي راه يافت و بالاخره براي تحصيل در اين رشته با بورسيه راديو و تلويزيون به مدت سه سال رهسپار آمريكا گرديد. واروژان پس از مراجعت از آمريكا، به دليل تعهداتي كه به راديو و تلويزيون داشت، حدود دو سال به اهواز رفته و در مدرسه ارامنه به تدريس موسيقي پرداخت.

 وي سپس به تهران آمده  و در انجمن فارغ التحصيلان ارامنه، دسته كري تشكيل داد و مدتها رهبري آن را به عهده داشت. واروژان بعد از چندي، وارد عرصه تنظيم آهنگ و ترانه شد و نخستين كار او بدرود نام داشت كه با كلام ايرج جنتي عطايي و صداي شادروان ويگن اجرا و پخش شد.

 

 ايرج جنتي عطايی ، شاعر و ترانه سراي معاصر و يكي از پايه گذاران ترانه نوين درباره واروژان مي گويد:" در روزهاي اول كه با او و كارش آشنا شدم، در زمينه آهنگ سازي هنرمند موفقي نبود، ولي از آنجايي كه در تنظيم و اركستراسيون بي همتا بود، خيلي زود به يك آهنگساز و آرنژمان بي نظير بدل شد كه در اين مسير ترانه هاي پل(گوگوش) ، پوست شير(ابی) ، کمکم کن(گوگوش) ، همسفر(گوگوش) ، کندو(ابی) و بسياري ديگر از كارهايم حاصل همكاري من با واروژان بزرگ بود و در واقع مي توان گفت واروژان، اعتبار ترانه نوين ايران بود".

 
واروژان نخستين كسي بود كه تنظيم آهنگ را در ترانه  باب كرد كه در آن روزها كسي به آن اعتقاد نداشت. در اين بين عطاءالله خرم پاي واروژان را به راديو باز كرد و باعث شد اكثر ترانه هايي كه از طريق راديو پخش مي شد، توسط او تنظيم و اركستراسيون شود كه بسياري مي گفتند تنظيم آهنگ ديگر چه صيغه اي است، ولي رفته رفته تنظيم آهنگ تأثير خود را نمايان كرد و باعث شد ديگران به هويت اين كار پي ببرند كه مي توان به كارهايي چون  من و گنجشكهاي خونه ، عسل ، دو پنجره و بسياري ديگر از كارها اشاره كرد كه حاصل همكاري او با آهنگسازاني چون پرويز مقصدی ، بابك افشار ، پرويز اتابكی ، محمد اوشال ، حسن شماعي زاده ، بابك بيات ، فريد زلاند و ترانه سراياني چون ايرج جنتي عطايي ، پرويز وكيلی ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري , جهان بخش پازوكی ، زويازاكاريان و ديگران بود.

 
در اين ميان ، آهنگسازان و ترانه نويسان، آهنگ مورد نظرشان را با زدن سوت به واروژان انتقال مي دادند و او هم با هنري ذاتي ، زيباترين آهنگها را خلق مي كرد.
درباره او مي گويند: واروژان كسي بود كه اصوات را در مغزش مي شنيد و سپس آنها را به روي صفحه كاغذ مي نوشت، نظم كاري عجيبي داشت و هيچ وقت با نتي ناقص وارد استوديوي ضبط نمي شد.

 
در ميان كارهايي كه واروژان آهنگسازي و تنظيم آن را برعهده داشت، مي توان به ترانه هاي حرف ، بوي خوب گندم ،شب زده
، کندو ، بر فراز آسمان ها ، پوست شیر ، هفته خاكستری ، شب شيشه ای ، دريايي و بسياري ديگر اشاره كرد كه خوانندگاني چون   ابی ، داریوش ، گوگوش ، عارف ، فرهاد ، و ديگران آنها را اجرا كردند.

 موسيقي پاپ با واروژان به سينماي ايران راه يافت. وي در سال ۱۳۴۹ با موسيقي فيلمي با نام حسن كچل از ساخته هاي علي حاتمي پا به دنياي موسيقي فيلم گذاشت. موسيقي اين فيلم، كار مشتركي بود بين واروژان، بابك افشار و پرويز اتابكي.
واروژان براي بيست و يك فيلم سينمايي و دو سريال تلويزيوني موسيقي ساخت كه مي توان به فيلمهاي رشيد ، فدايی ، خروس ، ممل آمريكايی ، ذبيح ، همسفر و... اشاره كرد كه با همكاري كارگردانان شهير سينماي ايران چون اسماعيل كوشان ، ساموئل خاچيكيان ، محمد متوسلانی ، ايرج قادري و ديگران ميسر شد و در اين هنگام، جايزه بهترين آهنگساز پنجمين دوره جشنواره سپاس را بابت فيلمي با نام صبح روز چهارم به كارگرداني كامران شيردل در سال ۱۳۵۱ به خود اختصاص داد. واروژان در مراسم جايزه سپاس حضور نيافت، عليرغم آن كه مي دانست برنده مطلق اين جايزه است! او به هيچ عنوان اهل خودنمايي نبود و حتي از گرفتن عكس هم بيزار بود و به لحاظ فروتني و افتادگي، حتي در مصاحبه و گفتگو در مجلات آن زمان هم شركت نمي كرد.


آخرين كاري كه واروژان در عرصه آهنگسازي و موزیک متن فیلم انجام داد ، ترانه اي بود با نام بر فراز آسمان ها كه با صداي ابی اجرا شد بر فیلمی به همین عنوان , این فيلم برفراز آسمانها از ساخته هاي محمدعلي فردين بود كه واروژ عليرغم بيماري اش، بي وقفه و شبانه روز برايش كار كرد. واروژان تنها زندگي مي كرد و تنهايي را دوست مي داشت. او سالها از بيماري قلبي رنج مي برد كه عاقبت در روز ۲۵ شهريور ماه ۱۳۵۶ بعد از ده روز بستري در بيمارستان جم تهران در سن ۴۱ سالگي از ميان رفت و جامعه هنر، خصوصاً ترانه را تنها گذاشت و يك روز بعد در گورستان ارامنه خاوران توسط دوستان و آشنايان به خاك سپرده شد.

 

از جمله همکاری های ابی با واروژان

ترانه های پوست شیر , کندو , شب زده و بر فراز آسمان ها همچنین تنظیم عسل از ساخته های فرید زلاند

روحش شاد و يادش هميشه گرامي باد


*********************

بازتاب از ابی در رسانه های سوئدی(کلیک شود)



+ نوشته شده در  ساعت 11:4  توسط EBI Mr sonG  | 

آقای زولاند ، آقای اسکناس !


اخیرا در یک برنامه تلویزیونی شاهد آن بوده ام که فرید زولاند آهنگساز معروف و توانا،
مستقیم و غیر مستقیم به خواننده بزرگ ایرانیان به زعم خودش کنایه و حرف حساب میزند و در نهایت تعجب میگوید: امیدوارم ابی یادش باشد!


فرید زولاند را همه با آهنگهای پرخاطره او میشناسیم و بدون شک انصافا یکی از بزرگترین آهنگسازان موسیقی ایران به خصوص پس از انقلاب میباشد.


اما چه حیف که این اهنگساز توانا به لحاظ زد و بند و رویکرد شخصیتی رفتاری بسیار بسیار در این سالها خودش را پایین آورده است و از چشم بسیاری از هواداران ابی و حتی خواننده های دیگر خودش را کاملا انداخته هست.


زولاند کارهای جاودان و ماندگار زیادی برای ابراهیم حامدی ساخته هست که البته با صدای ابی این کارهای پیش از پیش جاودان و ماندگار گشت. اما سالهاست که ابی بنا به دلایلی از همکاری با این آهنگساز سر باز زده هست. دلیلش هم کاملا واضحه که چون ابی خواننده بزرگ ملت ایران، به مرور پی به شخصیت واقعی، حسادتها و کارشکنیهای این آهنگساز برده هست.


جرقه اصلی داستان هم چند سال پیش، سر آهنگ راه من شروع شد. کاری که زولاند با ترانه شهیار قنبری برای ابی ساخت و ابی نیز آن را به زیبایی و در اوج ترانه خوانی خواند و البته گذاشتتش کنار تا با تنظیم نهایی در آلبومی مخصوص همکاری با زولاند این اثر خاص را در زمان مناسب بیرون بدهد.


اما غافل از اینکه در این بین، همکاری ابی با سیاوش قمیشی و موفقیتهای دوباره همه جانبه ابی با سیاوش در آلبوم شب نیلوفری به نظر دل زولاند را بدجوری قلقلک داد!

زولاندی که با وجود اینکه کارهای به حق و انصافا جاودان و ماندگاری برای ابی ساخته بود اما همواره به خصوص در عامه و طیف گسترده هواداران خودش را شاید پایینتر از قمیشی میدید! و هر جا که صحبت از ابی بود ابتدا همه از ستاره های سربی و بعدها در همکاری جدید این دو(ابی و قمیشی) از درخت میگفتند که ساخته های ماندگار قمیشی برای ابی هستند و حقیقتا آلبومهای همکاری ابی با قمیشی هم بسیار بسیار بیشتر برای هوداران و حتی غیر هوادارن ابی(حداقل از نظر شهرت و مطرح بودن کار) تاثیر میگذاشت تا آلبومهای زولاند، و مطرح شدن و موفقیت ستاره های سربی و شب نیلوفری و اقبال عمومی اش قابل قیاس نبود با کارهایی که زولاند برای ابی با وجود قوی و زیبا بودن آثارش انجام میداد!(حال تنظیمهای استیو مک کرام یا خواننده بودن خود قمیشی هم بسیار تاثیر داشت قابل بحث هست)

زولاند سر این ماجرا و ماجراهای دیگر کینه و حسادت را به نظر به دل گرفت و بهانه آورد که ابی در دادن آلبوم به بیرون کند پیش میرود و همکاری بعدی او با ابی نیز معلوم نیست که چه زمانی از راه برسد تا اهنگ راه من که قرار هست در آلبوم مشترک این دو بیرون بیاید منتشر شود و علی الظاهر این را زولاند دوست نمیداشت!

پس با این بهانه، چاره دید راه من را که تمام امتیازات و صحبتهای آن با ابی کاملا هماهنگ شده بود و حتی زمانی بیژن مرتضوی نیز به عنوان هم آواز ابی در این آهنگ قرار بود همکاری بکند را در همین گیر و دار و در اوج نامردی بدون اینکه به ابی حتی حرفی گفته باشد به داریوش میدهد! و داریوش نیز این کار را با تنظیم نهایی و یکی دو جا عوض کردن ترانه! در آلبومی تحت عنوان راه من به بیرون عرضه میکند! و زولاند هم بهانه بسیار خنده دار اینکه آهنگش هیچ وقت روی زمین نمی ماند را آورده باشد!

خب بعد از بیرون امدن راه من با صدای داریوش بود که ابی که کم کم به شخصیت اصلی زولاند در ماجراهای مختلفی نه فقط در این ماجرا، بلکه جاهای دیگر پی برده بود، اعلام کرد که دیگر با زولاند حالا حالا ها همکاری نخواهد کرد! و هنوز هم سر حرف خود باقی مانده هست و با این اهنگساز دیگر همکاری نکرده هست.

خب این برای زولاند خیلی گران تمام شد. زولاندی که پس از اینکه ابی اعلام کرد دیگر با او کار نمیکند برای اینکه نشان بدهد او هم نمیخواهد مثلا کم بیاورد گفت که من هم دیگر برای ابی آهنگی نمیسازم! اگر چه خود زولاند هم میدانست که او بسیار بسیار بیشتر به ابی تا ابی به او محتاج هست و همین بود که در مصاحبه ای تصویری بعد تر بیان داشت داستان سوتفاهم بود و هم ابی شوخی کرد که با من کار نمیکند و هم من دروغ گفتم که برای او دیگر آهنگی نمیسازم و ما با هم دوباره کار خواهیم کرد! غافل از اینکه ابی شوخی یا حرف دروغی نزد و خیلی هم جدی و مصمم روی حرفش مانده هست و تا الان نیز با برادر تیشه زن افغانی کاری نکرده هست! و اینجا بود که زولاند هم سنگ روی آب شد و حرفش دو زار خریدار پیدا نکرد و با کنار گذاشته شدنش توسط ابی، نشان داده شد که اوست بسیار مایل به همکاری با ابی هست همانطور که در آخرین مصاحبه اش گفته بود. اما دریغ از اینکه این بار ابی خیلی مصمم بود که بابت شخصیت و اخلاق دوروی زولاند با او فعلا کاری نکند!

نکته جالب اینکه زولاند در این ماجراهای نامردی ید طولانی دارد و همین ماجرا را به همراه اردلان سرفراز سر خواننده معروف امید نیز آوردند و شکایت امید از این دو و... که داستانها برای خود دارد. همین طور که شهیار قنبری نیز در برنامه رادیویی اش بعد از ادامه این کارهای بی اجازه زولاند در موارد مشابه دیگر که ترانه سرای آنها این بار شهیار بود، خطاب آهنگسار معروف گفت: برادر افغانی ما دیگر با هم کاری نخواهیم کرد!

اینها فقط نمونه هاییست که بدانید این آقای زولاند چه قدر متاسفانه کارشکن تشریف دارند که حتی بابت کاری که پولی هم میگیرند باز آن را بی تعهدانه به یک نفر دیگر میدهند!(حالا بماند بیرون آمدن آلبوم هنوز کامل نشده و تقلبی حسرت پرواز ابی هم، که حرفهاست که دستهای همین آقای باز مدیر پیشین کمپانی آونگ(فرید زولاند) را باید در آن پیدا کرد!)

به هر حال از این زمان به بعد هست(اعلام قطع همکاری ابی با آهنگساز معروف) که زولاند در مصاحبه های مختلف تصویری و نوشتاری مستقیم و غیر مستقیم میخواهد که از ابی انتقام بگیرد و همواره در صدد این هست که به خیال خودش ابی را بکوبد و یا نیش و کنایه بزند!

بعد از قطع همکاری ابی با زولاند او دایما و در جاهای مختلف از ابی صحبت میکند و اکثرا هم منفی! که این البته فقط غیر حرفه ای بودن او را میرساند و کینه ای بودن(البته کینه ای خود ساخته!) و همچنین حسادتهایش به خواننده بزرگ ملت ایران ابراهیم حامدی. اما به عوض شما اصلا ندیدید و از محالات هست که در این سالها ابی حتی حرفی در مورد زولاند بزند و اگر هم احیاینا جایی و استثنایا مصاحبه گر سوالی در مورد زولاند از ابی پرسید او در نهایت حرفه ای گری و با احترام تمام از این آهنگساز صحبت میکند.(البته احترام برای کار موسیقی و هنریش که الحق آهنگسازی تواناست و نه چیز بیشتر و صحبتی دیگر!)

زمان میگذشت و زولاند را مدام در تی وی مدیدیم که هر بار یه تیری خواسته به ابی پرتاب کند و در بین همین یاوه گوییهایش در مورد ابی، این بار در کنارش به شکل عجیب مدام قربون صدقه هنرمندان بزرگ و البته هم طراز ابی یعنی داریوش و گوگوش میرفت!

او ابتدا خیلی وقت پیش در زمانی که گوگوش در اواخر دوران کاری بسیار بسیار پر انتقادش با مهرداد آسمانی قرار داشت در یک حرکت کاملا فرصت طلبانه با تعاریف و تمجیدهای پرشمار و گول زننده از گوگوش و اینکه کارهای جدید او را که مهرداد برای او میسازد را در حد او نمیداند و او باید به بزرگان موسیقی برگردد به سیبلی هدف میگیرد که وسطش این هست که بتواند گوگوش را به پیش خود بکشاند و البته با این چاپلوسیهای مسخره و دلسوزیهای نمایش وار موفق هم میشود و توانست که از چند وقت قبل از اتفاق همکاری مجددش با گوگوش تا بعد این اتفاق او مدام با گفتن گوگوش گوگوش و اینکه چه خواننده بزرگ و محبوبی هست(که البته هست اما لحنش و نیت حرفهای اهنگساز اینجا چیز دیگریست و هدف اصلا به آن شکل گوگوش نیست!) به گوگوش هم برسد. همانطور که در اوج آن اختلافاتش با ابی و حتی زمانی که ابی دیگر اهمیتی به دادن جواب حرفهای زولاند نمیداد با داریوش داریوش کردن های عجیب غریب چاپلوسانه(که اتفاقا چند صباحی بود که داریوش با او کار نمیکرد!) خواست در این وادی، دو نشانه را هدف بگیرد و یک اینکه دل داریوش را به دست بیاورد و با او همکاری مجدد داشته باشد و دوم اینکه در کنارش هم بگوید داریوش بهترین، بزرگترین و محبوبترین خواننده تاریخ ایران هست! و یا او چیز دیگریست و صدای اوست که تنها مرا به ملکوت میبرد و یا به آرامش میرساند. و احتمالا به خیال خودش که آقای داریوش شما خودت هم میدانی که ابی نهایت هدف من نبود و شما چیز دیگری هستی! همینطور که در جدیدترین نطق چاپلوسانه اش میگوید نون و پنیر و سبزی را به سان هر کار سیاسی اجتماعی دیگر عادت کردیم که اول آن را به داریوش بدهیم!

دروغ گویی و چاپلوسی های این مرد تمامی ندارد! چاپلوسیهایی که به خیال خود در این زمانی که ابی با او قطع همکاری کرده هست و او به نظر عجیب در حال سوزش هست! با گوگوش گوگوش و داریوش داریوش گفتنهای مداوم میخواهد که گفته باشد: این دو بزرگترین خواننده های ما هستند که من هم در حال حاضر با آنها همکاری میکنم و ابی احیانا چه کسی هست؟ و همانطور که گفتیم با یک تیر دو نشانه بزند!

اما غافل از اینکه، مردم ما خیلی باهوش تر از این حرفهای دوزاری رسانه ای آن هم با یک زد و بند باز حرفه ای چون فرید زولاند اون هم اجنبی! هستند که کافی هست محبوبیت و بزرگی ابی را در بین مردم ایران و یا حداقل کنسرتهای پرشمار، معظم  و تمام نشدنی این هنرمند برجسته ایرانی رویت کنید تا بفهمید آقای زولاند چه قدر دروغگو  تشریف دارند و اتفاقا به همین خاطر هست که دارد بسیار بسیار دردش میگیرد!


اقای زولاند در جدیدترین نطقشان در مورد خواننده بزرگ ایرانی ابراهیم حامدی میگویند نون و پنیر و سبزی به گفته شخصی از همکاران من، ابی را از 10 ثانیه از این ور به اون ور کرد! و ابی این را یادش باشد و به قولی غیر مستقیم که او ابی را ابی کرد! البته ابی مدعیان زیادی دارد که در آخر بحث این افراد را مرور خواهیم کرد. اما کسی نیست به این زولاند بگوید که آقای زولاند شما که اینقدر دروغگو هستید و حتی نیمی از واقعیت را نمیگویید و خود سانسوری را هم حتی روسفید کرده اید، و به علت اینکه دروغگو حافظه ضعیفی دارد واقعیت را رو نمیکنید، چرا نمیگویید که این کار را ابتدا برای ابی نوشته و او بود که اجرا کرد و بعد تر نیز دو صدایی این آهنگ نیز به خاطر ترانه بازی و نمایشنامه معروف و ماندگار شهیار قنبری و برای کنسرت یونیورسیال آمفی تیاتر اجرا گردید! آقای زولاند اون شخص که این حرف مسخره 10 ثانیه را زد احیانا کی بود؟ مجازی بود! و یا اصلا واقعیت داشت؟ یا که آن شخص و آن حرف، خودتان و یکی از حرفهای دوزاری خودتان بوده هست؟

ببخشیدا! شما چرا اگر از این کارها و قدرتها دارید که در 10 ثانیه هنرمندی را از این رو به اون رو برسانید چرا هنوز نتوانستید راستین را که 24 ساعت 24 ساعت در کنار شماهست را به عظمت و جایگاهی حداقل در حد برگزاری یک کنسرت کوچک تک نفره برسانید؟ و از این رو به اون رو بکنیدش که این همه تبلیغات هم در دست دارید!(گویی که به شخصه عجیب مطمینم راستین با ادامه کارهایش در کنار شما بد ضربه ای خواهد خورد که فقط در جا میزند و نیاز به آهنگساز و ترانه های دیگر دارد)

بعد هم، واقعا نکنه شما شوخی شوخی این توهم بهتان دست زده که شما بودید ابی را ابی کردید؟ خواهشا ما را بیشتر از اینها نخندانید !

 عجیب هست که قبل از انقلاب در همان رده بندی های زرد و پر زد و بند روزنامه های دوران طاغوت و پهلوی سرنگون شده(درباریها و طفلهای شیرین خانواده شاه که باید حتما صدرنشین میشدند! و البته خواننده خوبمان، داریوش پرسر و صدا و استثنا که اون هم البته بعد سیاسی و زندانی شدن به یک باره از رده بندی محو میشد به کنار!) اما ابراهیم حامدی هم که چند ترانه اعتراضی سنگین در آن زمان خوانده بود باز هم با این وجود همواره جزو 3 خواننده مطرح ایرانی بوده و حتی پیش از انقلاب برای اجرای برنامه هایی آن هم در آن زمان در اوج شهرت و محبوبیت عازم آمریکا شده بود و انجا حتی به مدت طولانی به دلیل تقاضای زیاد در کشور خارجی مجبور شد که سکنی بگزیند. و ببخشید باز غیر مستقیم، شما میگویید که شما ابی را ابی کرده اید!

بازم ببخشید! ولی یک سوال؟ میتوانم بپرسم راستی جایگاه شما اون زمان در مقابل اهنگسازانی چون واروژان، شماعی زاده و بابک بیات کجا بود؟! شمایی که اون زمان که ابی بزرگ صدایش طنین انداز بیش از 20 فیلم ریز و درشت و با ستارگان معروف سینما از بهروز وثوقی تا فردین بود، دلتان خوش بوده که نهایت در سکانسی از در امتداد شب کارتان با صدای گوگوش در معدود کارهای تا این حد رسانه ایتان پخش شود!
بیخیال آقای آهنگساز که اون زمان ها شما اصلا در بازی نبودید!

درسته آقای زولاند! وقتی ابراهیم حامدی سال 1354 و در یک فستیوال معتبر بین المللی با حضور 200 خواننده خارجی میرود و بهترین خواننده آن فستیوال در حضور خوانندگان معروف کشور میزبان(ترکیه) میشود که هنوز که هنوزه خوانندگان زیادی همچون سیاوش قمیشی شهرام شب پره و نوشا آفرین متحیر از این کسب مقام و بزرگی آقای صدا از این افتخار آفرینی ابی صحبت میکنند، بخشید آن زمان ها شما چه میکردید؟

واقعا باز هم شما ادعا میکنید شما بودید که ابی را ابی کردید؟ ابی که قبل از انقلاب ماندگارترین و روشن فکرانه ترین کارهای موسیقی پاپ را اجرا کرده و خواننده یکی از همیشه ترانه های برتر تاریخ موسیقی ایران پوست شیر بوده هست و توانسته بود با خواندن کارهایی چون نازی ناز کن و گل واژه نه تنها سیل گسترده مخاطبین را بلکه تحسین و تمجید حتی خواننده های هم دوره خود را نیز به قدری به بار بیاورد که هایده بعد ها در حضور ابی، گل واژه او را بخواند و شهره بگوید صدای ابی از تمام خوانندگان در حال حاضر بهتر هست. اما باز شما میگویید ابی را در 10 ثانیه از این ور به اون ور بردید؟!

واقعا شما افتخارات، محبوبیت روز به روز رو به افزون و کارهای شنیدنی ابی را که بسیار در عین سنگینی و زیبایی مدام قبل از انقلاب داشت گل میکرد را منکر میشوید یا خودتان را ببخشید به نفهمی میزنید؟!

متاسفم برایتان! داستان شما همانند فردی میماند که دست پیش گرفته! که چون اتفاقا اگر که اینجا کسی ادعایی دارد آن ابی هست که میتواند به شما ادعا داشته باشد نه شما آهنگساز خوب اما دیگر نامحترم!

شما گفتید که نون و پنیر و سبزی را ابتدا برای داریوش بردید و بعد ابی را دیدید و کار دو صدایی شکل گرفت شرم باد بر شما که این حرفتان کاملا کذب و دروغ محض هست و خودتان هم بهتر از همه این را میدانید که این کار به خصوص با قسمتهای اوج و فریادهایی به وسعت دریای اعتراضی آهنگ، برای ابی نوشته شد و او هم بود که کار را ابتدا به طور کامل اجرا کرد و اتفاقا شما هم در مصاحبه ای در آن زمان گفتید که چه قدر هم ابی قوی و زیبا اجرا کرد. و بعد هم که داریوش از این کار بسیار خوشش آمد و جریان همکاری این دو خواننده (آن زمانها با رابطه ای بسیار نزدیک تر از الان) و قرار کنسرت و نمایشنامه ترانه بازی نون و پنیر و سبزی پیش آمد اجرای دو نفره این کار نیز برای آن شب پر خاطره کنسرت یونیورسیال خوانده شد.

اما با تمام این ها باز هم ایراد ندارد آقای زولاند! و گیریم شما این کار را ابتدا پیش داریوش بردید و اینکه این کار اولین بار قرار بود با دو صدا اجرا گردد.

اما ببخشید چرا دو صدا؟ شما که میگفتید کارهای اعتراضی و سیاسی فقط شما را یاد داریوش می انداخت؟! پس چرا به سراغ ابی رفتید و خواستید دو نفره اجرا بشود؟

خب کاملا واضحه و جالبی تناقضات شما همینجاست که باید بگوییم آقای زولاند پس شما اتفاقا یادتان باشد که شما به ابی بسیار محتاجید! شما خودتان هم میدانستید که نون و پنیر و سبزی با اون اوج و قسمتهای بالا که فقط صدای ابی میتوانست آن را ماندگار کند به صدایی همچون آقای صدا احتیاج دارد. و اگر نون و پنیر و سبزی صدای ابی را نداشت یا تنهایی با صدای داریوش به بازار عرضه میشد به جرات نیم که جه عرض کنم 10 درصد موفقیت و مخاطبین نون و پنیر سبزی که دو صدایی آمد بیرون را نداشت و شما هم الان اینقدر ادعایتان نمیشد!  پس این شما بودید که برای هر چه ماندگار شدن کارتان و پر سر و صدا تر شدن اهنگتان به ابی محتاج بودید آقای زولاند! پس چرا میگویید ابی یادش باشد؟ شما باید یادتان باشد که اگر از دروغتان هم که این کار که در اصل برای ابی بود هم بگذریم، حتی اگر برای داریوش هم از اول ساخته بودید مجبور بودید صدای ابی را در کنارش بگذارید تا کاری جاودان و پرمخاطب که امروزه هست بشود و امروز هم که با همان آهنگ معروف نون و پنیر و سبزی نونش را بیشتر از همه شمای آهنگساز دارید میخورید که ابراهیم حامدی در طول عمر کاریش و کنسرتهای پرشمارش شاید به تعداد انگشتان یک دست نیز این اهنگ را در کنسرتهایش نخوانده هست و نیازی نداشته هست جدا از همان همکاری زیبا که در موسیقی ماند از آن بهره یا مثل شما استفاده تبلیغاتی بیشتر از کوپنش ببرد که بی شرمانه شما بخواهید به ابی کنایه بزنید که ابی یادش باشد!

چی را یادش باشد؟ این که به دروغ، کاری که برای او ساختید را میگویید برای داریوش بردید!؟ یا این را یادش باشد که نون و پنیر و سبزی که اگر برای داریوش هم ساخته شده بود بدون صدای ابی و بدون همکاری او درصدی به اندازه الانش که معروف و موفق هست صدا نمیکرد و شمای آهنگساز باید مدیون صدا و شخص ابی باشید که با قرار گرفتن و همکاری در جریان این کار، آهنگ را صد چندان ماندگار تر و معروف تر کرد!(البته آهنگ که از اول برای ابی بود و ما داریم فرض میگیریم به دروغ شما!)

در ضمن نکنه شما فکر کردید نون و پنیر و سبزی که در ظرفیت و جایگاه خودش و به عنوان یک اثر اعتراضی زیبا کاری به کل، واقعا قشنگ و ماندگار هست بهترین کار اجرا شده ابی هست!؟ و یا در بین کارهای فراوان جاودان ابی همه شنوندگان فقط این کار شما برای ابی را گوش میدهند؟!

که واقعا خنده داره آقای آهنگساز، که چون نه عزیز! مطمین باش در صورت چنین فکری شما عجیب در اشتباهی که 99 درصد بعید میدانم هوادار یا غیر هوادار ابی بخواهد که کاری از ابی را گوش بدهد ابتدا به دنبال آهنگی با مشخصه های نون و پنیر و سبزی برود که شما چنان نون و پنیر و سبزی نون و پنیر و سبزی میکنید(با تمام زیبایی ها و ارزشهای خاص آهنگ اما سر جایگاه خودش) که انگار آهنگ قرن را ساخته اید!

باور کنید نون و پنیر و سبزی ذره ای حس ملی پرستی و ارزش و جایگاه غرور برانگیز کار خلیج را که آحاد ملت و یک حرف کلی را شامل میشود و اتفاقا ابی با ان افتخارات و شهرت جهانی هم کسب کرد را ندارد! شما اگر خلیج را میساختید چه قدر دهانتان پس باز میشد؟!

آقای زولاند شما در یاوه گوییهایتان به شکل کاملا مقصود داری گفتید که ابی را در کلابی 100/200 نفره دیدید و به قولی جرقه ذهن همکاری نون و پنیر و سبزی در آنجا شکل گرفت کما اینکه اینقدر دروغ گفتید به هیچ وجه به همین راحتی ها نمیشود حرف شما را در این زمینه هم باور کرد! اما گیریم ابی اصلا در یک جای 10 نفری برنامه داشت(البته که آن زمان و شرایط دشوار اوایل انقلاب این چیرها کاملا طبیعی بود و فقط شما میخواهید به خیال خودتان نمیدانم چه چیز را به اثبات برسانید!) اما امیدوارم روزی شکرگزار ابی هم باشید و این حقیقت ساده و مشخص را هم بگویید که به لطف ابراهیم حامدی بود که با برگزاری اولین برنامه کنسرتی تاریخ موسیقی ایران پای شما را به سالن بزرگ سانتامونیکا کشاند و یا شما را بعد تر دعوت کرد که در سالن مجلل و معتبر شراین آتودوریوم (محل برگزاری مراسم اسکار) در سال 1997 به عنوان مهمان برنامه کنسرت ابی حضوری شاهزاده وار داشته باشید و حتی سودی هم طبق شواهد و شنیده ها به جیب بزنید! آقای زولاند باور کنید که شما خیلی خیلی به ابی بیشتر از اینها محتاجید که به خودتان جرات این کار را بدهید که به او بگویید یادت باشد! شما باید یادت باشد که بابت برنامه های کنسرتی مجلل ابی بارها مفت و مفت! در مهمترین و مجللترین سالنهای دنیا پایت به عنوان مهمان اختصاصی ابی به این جور جاهای مشهور و با کلاس باز شد!

با همه اینها ایرادی ندارد که چون میدانیم درد شما چیست. شما از این ناراحتید که ابی دیگر باهاتون همکاری نمیکند و حتی از شما صحبتی هم نمیکند و وقتی هم که پشت سر او حرف میزنید او برای شما پشیزی ارزش نیست و جوابتان را هم نمیدهد! ابی رفته سمت جوانان و این بیشتر از قبل شما را به آتش کشانده که وقتی شاهکاری چون نوازش را با همکاری نابغه ی جوانی چون شادمهر عرضه میکند از حسادت در حال ترکیدن هستید! و حتی وقتی قرار هست همکاری با دیگر بزرگان باتجربه بکند زمزمه های امثال آندرانیک و اسفندیار منفرد زاده کبیر هست که به گوش میرسد نه شما! احتمالا از اینکه دیگر جزو مدعوین و دعوت شده های مخصوص کنسرتهای ابی هم نیستید و دیگر در بین تماشاگران هم حتی جایی ندارید حسابی این روزها میسوزید!

شمایی که اینقدر این قطع همکاری دردآور و سوزش آور بود که رفتید و آمدید برای پر کردن خلا ابی که میدانید چه سرمایه و صدایی را برای آهنگهایتان از دست دادید یک مقلد صدایی و حتی رفتاری را کشف کردید(احتمالا از تصادف روزگار!) به نام راستین، که با وجود چند دونگ صدا داشتن به شدت خواسته یا ناخواسته به خصوص از جانب شما در حال تقلید از صدای ابی، تحریرهای او و به خصوص این روزها میبینیم که حتی رفتار و اجراهای کنسرتی و زنده ابی هست!(البته کنسرت که این جوان نمیتواند بدهد منظورم همان برنامه مراسم مخصوص بزرگداشت بهروز وثوقی و یه کوپن چند دقیقه ای وقت برای اجرای او بوده هست که اتفاقا باز هم جالب آنجا نیز شما بودید که از اسم ابی در حالی که آقای صدا خودش اصلا نبود شما و خواننده شبه ابی تان در حال نون و نوا رسیدن و خودی نشان دادن با خواندن آهنگهای ابی و ماجرایی که اصلا ربطی به شما نداشت بودید! اون هم با کارهایی که اهنگسازش هم خداراشکر شما نبودید. پس یادت باشد که کی هست که دارد از نام، اعتبار و کار دیگری بیشتر استفاده میکند آقای زولاند که حتی حضور تو و خواننده شبه ابی یت در مراسم بزرگداشتی چون بهروز هم به یمن خود ابی که آن شب حضور نداشت بوده هست که تو و خواننده جدیدت مدیون و شکر گزار آقای صدا ابراهیم حامدی باید باشید که این وسلیه را فراهم کرد که جای خودش شما ها بخواهید حضور داشته باشی و خودتان را نشانی بدهید!)

خواهشا خجالت بکشید و میدانم که برایتان بسیار درد آور هست و این که چه قدر ضرر کردید که ابی دیگر با شما کار نمیکند و مجبور شدید بروید دنبال یک شبه ابی!

اما باز هم ایرادی ندارد که میدانیم شما به دروغ گویی های خود نسبت به ابی و نیش و کنایه هایی که فقط یک مشت خزعبلات و یاوه گویی را میماند ادامه خواهید داد و با این کارها هم فقط خودتان را هر روز کوچکتر از قبل و متنفر تر از پیش تر، بین مردم میکنید که مردم بهترین قاضیان هستند و مردم هستند که بهترین ها را انتخاب میکنند و همین میشود که ابی الان در راس قله پاپ موفقتر از دیروز به کارش ادامه میدهد و تعداد کنسرتهایش هم در این سن و سال و در این اواخر عجیبا با استقبال پر شور مخاطبین و مردم شکر خدا چند برابر حتی هم دوره ای های خود شده! و یکی دیگر از اتفاقا دردهای شما و حسادتهایتان به ابی بزرگ این هست که چرا از این همه کنسرت پرشمار و پول ساز آقای صدا احیانا به شما چیزی نمیرسد همانطور که روزی با شهیار قنبری این گله را هم بیشرمانه داشتید(فرهنگ و قوانین ایرانی را با امریکایی اشتباه گرفتید آقای زولاندی که خود از کشور ثالث هستید!) آن هم احتمالا فقط از ابی این انتظار را دارید نه دیگران!

اما خب باز با این وجود از شما ممنون که تکلیفمون را حداقل با شما میدانیم! اگر زمانی شما داریوش داریوش یا گوگوش گوگوش میکنید و احیانا نامی از ابی در لیست برترینهای شما نیست میدانیم که خب چه قدر از ابی درد در سینه دارید(البته باز هم میگویم درد خود ساخته!) و سوزش تمام نشدنی در درون! و خب پس طبیعیست همچون مصاحبه ها و گفته های مزخرفتان که آرشیو وار همه موجود هست و پلکان این حملات کذاییتان به خواننده بزرگ ایرانی ابی هست، احیانا ابی و کارهایش به عنوان برترینها در نزد شما نباید هم جایی داشته باشد که اصلا هم البته مهم نیست! خدا را شکر که شما دشمنی و شمشیرتان را از جلو به همه نشان دادید و ما میدانیم تکلیفمان با شما چیست که زیاد جدی نگیریم و در واقع اهمیت و اعتبار به حرفهای شما ندهیم که این تنها حسن ناخواسته شما در بین بینهایت عیبهای رفتاریتان هست!

ضمنا شما که خاموش نمیشوید و با بی توجهی های های ابی به خودتان هم که از رو نمیروید، پس به چاپلوسیهای خودتان برای دو خواننده بزرگ داریوش و گوگوش نه برای هدف تمجیدش برای این دو، بلکه به اصطلاح برای ضریه زدن به جایگاه واقعی ابی نیز ادامه بدهید! که به شما فقط این سالها همین دروغگویی ها و چاپلوسی ها می آید! راستی ثمره این چاپلوسی ها چه بود؟ این که بعد مدتها برای گوگوش آلبومی ساختید اما از یک آلبوم معمولی هم فراتر نرفت؟ این بود تمام ادعا و چاپلوسیهایی که برایش  مداوم خرج میکردید تا به کار ساختن با گوگوش دوباره برسید؟ باور بفرمایید مهرداد آسمانی با تمام پر انتقاد بودنش کارهایی بیشتر به آن زمان طلایی گوگوش که تلنگر بزند ساخته بود، تا این کارهای اخیری که شما برای گوگوش ساختید و دست مریزاد مهرداد آسمانی که باز کیو کیو بنگ بنگی برای گوگوش ساخت اما شما فقط چاپلوسی بلد بودید برای وصال به گوگوش! و حال که رسیدید فقط چند کار معمولی که چند روز دیگر هم کسی یادی ازش نمیماند ساخته اید و البته باز دست مریزاد به بابک امینی که بهترین کار گوگوش را او بود که ساخت تا آلبومی حداقل آبرومند شده باشد و ضعفهای شما را بپوشاند!

از کارهای تکراری اخیرتان برای داریوش هم نگویم بهتر هست همانطور که تم اکثر آهنگهایتان برای راستین هم فقط و فقط تکرار بود و بس! که نمونه مشخصش کار سیمرغ هست که کافیست بنگرید به کارهایی که اتفاقا در اواخر برای ابی ساختید و حتی داریوش و حال قیاسی کنید با راستین که آنجاست که فقط در حال تکرار خود حتی در کار با جوانان جدیدتر که البته تنها شبه و تقلید را میمانند هستید. با آن موسیقی کلیتی همچنان در سبک و حال از مد افتاده با تم قدیمیتان که به هیچ وجه پاسخگوی امروزه روز نیست!

راستی یادمون نرفته کار قدیمی منتشر نشده ابی، ظالم را هم در ادامه ماجراهای زد و بند بازیتان دادید که راستین خواند تا البته شاید هم که بیشتر در تخیل و پارانویای قویتان فکر کنید که برای ابی همچنان دارید آهنگسازی میکنید! نه!؟ به نظر عقده و حسرت کار مجدد با ابی فراتر از آن چیزی بود که ابتدا فکر میکردید! و شاید راستین فقط توهمی باشد که فکر کنید هنوز خواننده آهنگهایتان ابی هست! که اما آهنگساز به خصوص سابقا توانا، برای دوباره رسیدن به ابراهیم حامدی و کار کردن با او این راهش نیست که شما میروید. که جاده این راهی که شما این اواخر در حال طی کردن آن هستید فقط تباهی شخصیتی حتی اثر گزار در کارنامه هنری خودتان میباشد!

در آخر آقای زولاند اجنبی، این که شما آهنگساز توانایی هستید شکی در آن نیست همانطور که کارهای جاودان کمی هم انصافا برای ابی نساختید اما خودتان را با این کارها حسابی کوچک و خراب کردید و البته که این کارهای ماندگارتان دلیل این نمیشود که بخواهید ادعایی آن هم به بهترین خواننده موسیقی پاپ ایران آقای صدا داشته باشد که حتی اگر تمام کارهای شما را از کارنامه ابی برداریم باز هم به اندازه بیش از 90 درصد خواننده های پاپ شاید که ابی همچنان شاهکار داشته باشد.

درسته شما اهنگهای معروف زیادی برای ابی ساختید اما خودتان هم میدانید که اگر رای گیری بشود موفقترین کارها و همکاریهای ابی را کارهای او با سیاوش قمیشی و مثلث او با ایرج جنتی عطایی میدانند نه با شما که این از مهمترین حسادتهای شما به ابی و همکاریهای او با سیاوش همواره بوده هست! که در بین همکاریهای گسترده ابی با سیاوش و شما شاید شما بازنده باشید!

درسته شما تلاش زیادی برای ابی کردید اما خودتان هم میدانید معروفترین و جنجالی ترین اهنگ شاید حتی موسیقی ایران را محمد شمس برای ابی ساخته هست به نام خلیج!(آقای زولاند، نون و پنیر و سبزی تاریخ مصرف دار بوده، حداقل جنجال و سر و صداهایش. و  این خلیج هست که حتی ارزش فرا مرزی پیدا کرده هست) و حتی معروفترین و محبوبترین آهنگ کنسرتی ابی را نیز باز هم محمد شمس ساخته نه شما. کار غربت را میگم!

درسته که شما کارهای عاشقانه ارزشمندی برای ابی ساختید اما چه کنیم که ابی با شب گریه و کی اشکاتو پاک میکنه احتمالا بسیار معروف تر هست که کارهای شما نیست! همانطور که کار اعتراضی و سیاسی اجتماعی خوب هم برای ابی ساختید اما زیباترین، معروفترین و کلاسیک ترین کار ابی در این زمینه شکار اوست که اون هم کار شما نیست باز!

همانطور که ابی با ملودی و اهنگهایی به عنوان آقای صدا و خواننده ای با صدای بسیار قدرتمند و تکرار نشدنی حماسی معروف شد که سازندش بابک بیات و حتی دیگر دوستان بودند نه شما!

آقای زولاند پس شما با چه جراتی نسبت به ابی ادعا کردید و میگویید ابی یادت باشد؟

غیر این هست که شما شاید بیشتر از همه با خوانده شدن اهنگهایتان توسط ابی اعتبار و ماندگاری آهنگهایتان و حتی خودتان رفت بالا همچون کار نون و پنیر و سبزی! و میتوانید تازه این ور و آنور پز آن را بدهید که برای ابی بیش از 30 کار ساخته ام کما اینکه همیشه میدهید!

پس آقای فرید زولاند، شما یادت باشد که بابت اسم و نام و البته صدای ابی بسیار بیشتر از اون که فکرش را بکنی به آقای صدا مدیون هستی. و این را خوب یادت باشد آقای زولاند!

البته آقای زولاند، داستان همین جا  و فقط به نظر به شما ختم نمیشود که چون معلوم نیست بزرگی این ابراهیم حامدی تا چه حد هست که همه دوست دارند با گفتن اسم ابی و اینکه ما نقش بزرگی در موفقیتهای ابی داشتیم به نون و نوایی و افتخاری برسند!

همه میگن ما ابی را بزرگ کردیم، کشف کردیم، معروف کردیم یا به افتخار رساندیم و...!

خب ابی بهترین خواننده موسیقی پاپ و آقای صدا هست دیگر و همه دوست دارند با اسم او پز بدهند حتی اگر ادعای واهی و خنده داری هم در این بین نسبت به او داشته باشند!

اما این وسط تنها کسی که نسبت به ابراهیم حامدی ادعایی ندارد به نظر خود ابی با آن تک صدای شش دانگش در موسیقی پاپ ایران هست و البته یکی دو دوست دیگر که شاید آنها فقط میتوانند به گفته خود ابی حرف و ادعایی در موردش داشته باشند که ندارند یا خودشان نخواهند داشت!

سیاوش قمیشی و تعدادی از هوادارانش که دقیقا داستان زولاند تا حدودی شبیه به آن برای ایشان هم سندیت دارند چنین ادعاهایی مثل شما تقریبا دارند! گویی که جواب آنها نیز دیگر محل نگذاشتن ابی و هوادارانش به انها هست و فقط به این دوستان باید متذکر شد که ابی اینقدر کار جاودان و ماندگار از غیر کارهای سیاوش هم دارد که با بدترین تو دهنی به این جماعت در کنسرتی به بزرگی و عظمت آلبرت هال لندن کاری از سیاوش قمیشی اجرا نکند! و این خودش بهترین جواب و گویای همه چیز برای هواداران سیاوش هست که هیچ کاری از خواننده محبوبشان برای ابی در آن کنسرت معروف و ماندگار که میتوانست خاطره ساز و صد چندان برای آن اهنگهای قمیشی دارای اعتبار بشود توسط ابی اجرا نگردید که ابی نشان داد به چه تعداد آهنگهای ارزشمند دیگری هم به اندازه کافی دارد که در برنامه مهمی چون آلبرت هال کاری از سیاوش اجرا نکند که محتاجی به این دوستان زیاده خواه مدعا روزی نباشد! (در بالا به بخشی از این آهنگهای جاودان که سازندش خدا را شکر سیاوش نیست اشاره کردیم! و اینکه گفتیم کارهای سیاوش در قیاس صرفا با کارهای زولاند، شاید با وجود حتی اتفاقا زیباتر بودن بعضی کارهای زولاند نسبت به سیاوش اما بنا به دلایلی پر سر و صدا تر و موفقتر از زولاند بود، که وگرنه این ربطی به این هم ندارد که  ابی کارهای بسیار بهتر موفقتر و بالاتر دیگری هم نسبت به کارهای معروف سیاوش در کارنامه پر افتخارش دارد که بحث دیگر کارهای جاودان ابی، جدا از قیاس همکاریهای ابی با زولاند و ابی با قمیشی هست و بهتر هست فرصت طلبان فکر گرفتن ماهی از آب گل آلود هم به خودشان یه وقت دست ندهد!)

البته به خرعبلات قدیمی رفیق شفیق فرید زولاند، شهیار قنبری که ابی بعضی وقتها حتی از اوردن اسم این آقا هم خودداری میکرد عادت داریم که کلهم جامعه موسیقی را همچون داروغه ای  روزی روزی روزانه به هر کس گیر میداد! (روزی آبروی داریوش را میبرد و او را دزد سوپر مارکتهای آمریکا معرفی میکرد و روزی گوگوش را رسوا میکرد و او را مامور جمهوری اسلامی خطاب میکرد!) اگر چه این آقا خدا را شکر این اواخر بر خلاف آقای زلاند و به گفته خود شهیار قنبری برادر افغانی مطرود شده! حسابی عاقل شده هست و کمتر به پر و بال این و اون میپیچد و دیگر هم به نظر ادعا ندارد که ترانه های من ابی را ابی کرد! ترانه سرایی که ابی کمترین کارهای ممکن را از او خوانده هست( کمتر از 7 یا 8 تا!) 

شماعی زاده هم که اختلافات او از قبل انقلاب با ابی و البته اصل ماجرا حسادتش به ابی که با کار جاودانی که برای آقای صدا تحت عنوان شکار ساخت و ابی با اجرایی بی نظیر توانست با این آهنگ برنده فیستیوال خارجی شود زبانزد عام و خاص هست و ابی هم دیگر از آن زمان(قبل انقلاب) تا حالا هیچ وقت با این آقا کار نکرد و جالب که این آقا هم ولی اینقدر پر رو هستند که مثل اینکه جدیدا در اوج عدم تحویل گرفتنش توسط ابی که به نظر او را سرخورده و عقده ای کرد، گفته اند من ابی را کشف کردم!
 عجبا!!!

ابراهیم حامدی که آهنگهای زیاد و ماندگاری پشت سر هم، پشت سر هم سالها خواند تا رسید به یک اهنگی هم به نام شکار که با صدای ابی این اهنگ بیشتر گل کرد و از اقبال بلند دوستان! برنده جوایز جهانی هم شد تا این آقای شماعی زاده هم با همین یک کار به علاوه احتمالا باغ بلور بتواند نسبت به ابی ادعایی داشته باشد که او ابی را کشف کرده هست! که به نظر من توصیه ام به شماعی زاده این هست که یک دعوای بزن بزن اساسی احتمالا با شهبال شب پرده داشته باشد که کی زودتر ابی را کشف کرد!

راستی آقای شماعی زاده شما هیچ وقت به این فکر کردی که این همه کار پشت سر هم برای گوگوش ساختی و چند تای آن هم واقعا جاودان شدند و حتی خیلی ها گفتند شما گوگوش را گوگوش کردی!  ولی از اون طرف هم در عوض فقط در یک کار(جدا از کار ارزشمند باغ بلور) با ابی همکاری کردی و همان یک کار به مدد صدا و اجرای فوق العاده ابی توانست برای شما جدا از کسب و اعتبار دو چندان من باب جوایز جهانی  پیش تر از قبل هم شهرت بیاورد و حتی شما را به مخاطبینی تازه و بسیار جدید در حد و اندازه تمام کارهای ماندگارت برای گوگوش با همان شاید یکی دو کارت با ابی برساند!؟

ای آهنگساز بازنشسته این روزها شکست خورده، تقصیر خودت و حسادتت بود که  قدر صدای ابی را ندانستی برادر! فکر کردی گوگوش را داری حسادت و کینه به خرج دادی و با ابی اختلاف پیدا کردی اما وقتی انقلاب شد و گوگوشی هم در کار نبود و شما نیز کفگیرت به ته دیگ خورد با رفتارت باعث شدی که  دیگر ابی نامی هم به سمت شما نیاید که بخواهد با صدا و محبوبیتش شما را احیانا از این منجلاب نجات بدهد و این شد که الان اصلا بحث شما در موسیقی ایران نیست و به گدایی خانه ات در دوران حکومت فاسد پهلوی و حرف خنده دارت که کاشف ابی شما بودی افتادی!

بیچاره مرحوم فریدون فرخ زاد که ابی بزرگ اولین بار در برنامه شوی تلویزیونی زنده او، با آهنگ شب بود که گل کرد و در ایران یک شبه معروف و ستاره شد که خدا را شکر رد هیچ یک از این مدعیان جاهل و کاذب بالایی که نام بردم در این کار شب پیدا نمیشود که ادعایی داشته باشند! (به نظرم حتی ایرج قادری فیلمساز، نسبت به شما در کشف ابی ادعای بیشتری میتواند داشته باشد!)

از اینها بگذریم، در جدیدترین و خنده دارترین داستان سال شنیدم شهرام آذر(سندی) هم جو گرفتتش و گفته او بوده که باعث شده حداقل ابی اینقدر در کنسرتها به موفقیت برسد و ارکسترهای عالی بسته و ابی را برده بالا و تک تاز برنامه های زنده کرده و...!

خب یکی نیست به این دوست ما شهرام آذر بگه اول اینکه شما که در دورتموند آلمان محجور ، گم و با بدترین وضعیت ناشناخته بودی باید تا ابد ممنون ابی باشی که آوردتت به آمریکا و راه را برای پیشرفتت باز کرد. و دوم اینکه حرفها میزنی دوست آبادانی ما و خواهشا ترک عادت کن و اینقدر لاف نزن! ابی تو را آورده به عنوان مسیول ارکستر و کسی که تخصصی در این کار دارد که کارت را خب به نحو عالی انجام بدهی. بعد شما مگر غیر این میخواستید بکنید و ابی را قصد داشتید خدای نکرده خراب کنید که حالا منت میگذارید و کارت را که مدیون ابی هستی میگویی درست انجام دادی؟! خب کارت و در واقع وظیفه ات را انجام دادی !(کار و وظیفه ای که اگر ابی نبود تو خواب هم نمیدیدی و پول و اعتباری که از پشت ابی بودن و برای او کیبورد زدن کسب کردی!)

آقای آذر که الان به لطف نون و نوا رسیدن از کنسرتهای پرشمار ابی حسابی هیکل کردی و چهره ات از اون تصویر اولیه خنده دار به یک شخصیت به اصطلاح با ابهت و بزرگ صاحب نظر تبدیل شده! دوست عزیز زیاد جدی نگیر که برای شما همین بس که ابی از شما به عنوان آنتراگ برنامه اش و سرگرم کردن مردم استفاده میکرد!

واقعا این ها را میبینید آدم نمیتواند ساکت بنشیند حتی اگر ابی بزرگوار با آن اخلاق و شخصیت مثال زدنی اش به این فرصت طلبان مدعی زیاده خواه چیزی نگوید و آنها را به حال خودشان گذاشته و به هواداران پرشمارش هم فقط صبوری را متذکر شود .اما صحبتهای اخیر زولاند که مدام هم در سالهای اخیرنسبت به ابی کم لطفی میکرده این بار به اوج خودش رسیده بود که آستانه صبر و تحمل بنده را به شخصه دیگر برنتابید و مجبور به پاسخ گویی کرد.

و این بود داستان بخشی از این دوستان که همه ادعا دارند اینها ابی را ابی کردند که باید فقط گفت: خدایا این ابی کیست که همه با گفتن اسم او میخواهند بگویند ما هم کسی هستیم و خودشان را با ابی گفتن و ابی ساختن! بالا ببرند و نمیداننند که این بزرگی و عظمت ابی جدا از هنر و استعداد خودش و لطف خدا از حمایت و محبت مردم هست که هر چی آدم بزرگتر هم باشد طبیعتا دشمن و حسودش هم، امثال این دوستان به این شکل بیشتر میشود که یاد شاه ترانه درخت ایرج جنتی عطایی می افتیم که ابی اینجا همان درخت بزرگ هست و این دوستان که میخواهند همچون آن تبر هر کدام تیشه بزنند اما کور خوانده اند!

حیف هست در آخر فقط از آهنگساز مرحوم، بابک بیات و شاعر گرانقدر، ایرج جنتی عطایی نگویم که به قول ابی اگر این دو نبودند ابی نیز در کار نبود و این دو عزیز بچه محل ابی بودند که به قول خود ابی بتن ابی و به قولی شکل گیری ابی را اینها از پایه به وجود اوردند و جالب اینه که این دو بزرگوار آهنگساز و ترانه سرا، تنها کسانی هستند که میتوانند شاید به ابی روزی ادعایی داشته باشند اما هیچ وقت چنین چیزی نگفتند و ادعایی نکردند اما جاهلان دیگر همه ادعا دارند!

زمانی که ابی با ترانه های ایرج جنتی از پوست شیر واروژان تا دیگر ترانه های ایرج با ملودی های ناب بابک بیات چون سایه، خورجین، خاتون ، خاکستری و... کارش را شروع کرد و به اوج هنر و سر در ترانه های نوین رسید خیلی از اون مدعیان کاذب بالایی در حسرت کار با ابی و بهره گرفتن از صدای حماسی جاودان و جادویی آقای همیشه صدای موسیقی پاپ ایران برای بالا بردن و معروف تر شدن خودشان بودند.

ابراهیم حامدی چنان کارنامه قوی ، ماندگار و متنوعی در کار با ادمیان مختلف دارد که هیچ کس نمیتواند ذره ای نسبت به او ادعا داشته باشد کما اینکه به نظرم شاید کم نام و نشان ترینشان محمد شمس با دو کار ماندگار و بزرگ جاودان در قبل و بعد انقلاب یعنی غربت و خلیج از همه این مدعیان پر ادعا به نظرم شایسته تحسین بیشتر هم شاید باشد!

نویسنده:پیمان ک


+ نوشته شده در  ساعت 11:58  توسط EBI Mr sonG  | 

اجرای زیبا و دلنشین نوازش

  

                                                     

بالاخره انتظارات به سر رسید و بعد از نزدیک به  5 سال اولین اهنگ رسمی آلبوم جدید ابی که  حس تنهایی نام دارد، ویدیوی آن دیشب در سراسر دنیا برای اولین بار پخش شد. آهنگی تحت عنوان نوازش با آهنگسازی شادمهر عقیلی و تنظیم آندرانیک با شعری از سروش دادخواه.

دوست دارم ابتدا از همه بیشتر در رابطه با این ویدیو بگویم. ویدیویی که خیلی خیلی بیشتر از ظاهر ساده آن، ارزش و معنا دارد.

بدون شک نوازش یکی از با معنا ترین و هوشمندانه ترین ویدیوهای کارنامه هنری ابی و حتی مارکت موسیقی ایرانی در این اواخر بوده هست.

ایده ویدیو فوق درخشان بوده هست جایی که یک ترانه عاشقانه تقریبا ملتمسانه و زیبا را بسیار بسیار زیرکانه و هنرمندانه با شرایط حسرت بار تاسف برانگیز اجتماعی سیاسی فعلی با پیوندی فوق هنرمندانه ارتباط میدهد.

همه چیز از همان ابتدا با پیام شروع میشود گویی که انگار ویدیو روایتگر تصویری از یک مستند تلخ و اندوهبار از جامعه و اتفاقاتی که در این اواخر بیشتر از هر زمان دیگر، درگیرش شده ایم میماند.

میبینیم تصاویری از صندلی های کنده شده، دری سوخته! ماشین های قدیمیه فرسوده و از کار افتاده، گل و بوته های پژمرده و خشک شده و در نهایت ریزش حسرت بار خاکهایی در دستان فردی در یک جای ناکجا آباد خشک کویر مانند که در واقع همه اینها نشان دهنده تصویرییست سمبلیک از یاس، ناامیدی، شکست و سر افکنگی ملت و جامعه ای که دایما به ویرانی روز افزون سوق داده میشود و تلنگریست نیش دار از وضعیت کنونی که دایما بیشتر از هر زمانی دیگر، در حال پژمردن و خشک شدن ریشه های جوانانش میباشد.

در طول ویدیو تصاویری عاشقانه از یک زوجی را در لاشه ای از هواپیما میبینیم اما هنوز نمیفهمیم چرا در هواپیمایی ویران شده!؟ تا اینکه به پایان ویدیو میرسیم و آنجاست که با کوتاه تصویری واقعی که ریزه گریزی مستند مانند به *سقوط فاجعه بار هواپیمایی که پارسال در مسیر ارمنستان که برای کنسرت جنجالی خواننده این اهنگ یعنی ابراهیم حامدی می آمدند اشاره میشود.(در واقع اینجا حالت شخصی نیز کار جدید ابی(ویدیوی نوازش)به خود میگیرد و چه تلخ که بسیاری از هم وطنان ما سال گذشته در راه رسیدن به ابی در یک سانحه مشکوک(در اوج آن یاس و ناامیدی های پس از انتخاباتی که جامعه به آن دچار شد و در اول همین ویدیو نیز با تصاویری نمادین از وضعیت کنونی به تصویر کشیده شد) با سقوط در نا کجا آبادی از دنیا رفتند! و تنها و فقط ماند همان تصاویر ریزش حسرت بار خاکها از دستان بازماندگان!

*عکسی از صحنه دلخراش سقوط هواپیما در موزیک ویدیو نوازش

آیا آن حادثه سیاسی بود و یا قصد و غرضی در کار بود؟ هنوز صحبتها میشود و علت دقیقش را ضد و نقیض زیاد میشنویم!

هر چه بود اما هنرمند متعهد ما باز هم تعهد خود را نشان داد و با کمک کارگردانان این اثر کاملا زیبا یک ترانه عاشقانه را با تصویری مخلوط از جامعه سیاسی اجتماعی سخت و ناراحت کننده کنونی مان زیرکانه به هم دیگر پیوند زدند که زیاد از حد هم چهارچوب استانداردهای فیلترینگ را نقض نکرده باشد تا بهانه ای هم به دست شبکه های اون ور آب خیلی نداده باشند که برای پخش کردن این اثر فوق زیبای هوشمندانه مشکل تراشی و منع و محدودیتی ایجاد نشود!

چه زیبا ترانه سرا میسراید و خواننده میخواند:

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست...... شاید این آخرین باره، که این احساس زیبا هست!

به همین خاطر هست که میشود استنباط کرد که در پس این ترانه و احساس زیبای عاشقانه آن چیزی که با تصویر این ویدیو و جامعه ای که ما در آن زندگی میکنیم و در ویدیو نیز مصداقا و در جایی هم مستقیما به آن اشاره میکند، ناامنی و عدم اعتماد به آینده در این دنیا و بهتر جامعه کنونی خودمان هست  که عاشق برای معشوق این ترانه را میخواند که هر لحظه ممکن هست همین فرصت آخر نیز از دست برود کما اینکه در این یک سال اخیر متاسفانه خیلی از این فرصت ها برای جوانان ما از از دست رفته هست!

اما این که ایده درخشان بود فقط به همین جا ختم نمیشود. زیبا و عاشقانه آن جاست که جایی که آخر در پس تمام این ناامیدی ها و شکستهای اخیر بسیاری از مردم و جامعه ایرانی از انتخابات شاید ناجوانمردانه و کشت کشتاری که بعدش به وجود آمد و در پی آن، اینجا و در این ویدیو مشخص تر، از سقوط هواپیمایی در ادامه همین ماجراها که شخصا این جا به خواننده این اثر نیز ربطی مستقیم پیدا میکرد و به تعبیری از آن تصویر نیز در ویدیو شاهدیم اون چیزی که مهم هست و همیشه هم در پس کلام و تصویر ترانه گفته شده که میماند، زیباترین هدیه خداوندی همانا عشق هست که جاودان و ماندگار هست. و در ترانه این ویدیوی نوازش نیز، چه زیبا گفته شد که در پس تمام این نامیدی ها و یاس و سرخورگی های اجتماعی تنها امید اینجا همان عشق هست حتی در این فرصت آخر و حتی در لاشه آن هواپیما که در ناکجا آبادی سقوط کرد که واقعیتی هر چند بسیار تلخ بود.

اما با عشق میشود همچنان امیدوار بود و به یاد رفتگانی که با گل و آبی بر سر خاکشان که توسط کودک دختری اشاره شد(زمانی که برای اولین بار در ویدیو شاهد تصویری زیبا و امید برانگیز و آسمانی صاف  آبی رنگ با روشنایی به آینده را شاهد هستیم) به این دنیای نا محدود و بی منتهای نامعلوم با تمام بد و بدیهای ظالمانه اش همچون ریل دراز و طویلی که در ویدیو  نیز خواننده اثر در آن ترانه اش را میخواند به راه خود ادامه داد. چون که عشق هست که باعث میشود همدیگر را داشته باشیم و به آینده امیدوار بود.

به هر حال این ویدیو از فوق فوق تصویری با پیام زیبا و با معنایی بسیار نیش دار برخوردار بود. و خواننده محبوب ما به زیبایی باز هم جدا از تعهد مثال زدنی اش ادای دین و احترام بالای خود را نیز باز هم به جامعه در پس بحران و به طور مشخص رفتگانی که تعدادیشان نیز سال گذشته بابت وصال او از این دنیا رفتند را نشان داده و این ترانه عاشقانه را با پیوندی زیبا با جامعه کنونی به آنان تقدیم کرده هست.

اما در پس این ویدیوی هوشمندانه نکته ای نیز به عنوان یک شخص تنها علاقه مند به موسیقی که عادت کرده به شنیدن کارهای زیبا، نه یک متخصص یا منتقد موسیقی، دوست داشتم بگویم که به نظرم، تنظیم جدید نوازش به نظرم به مراتب حرفه ای تر و پخته تر از تنظیم نیمچه اثری که قبلا شنیدیم بود. تنظیم اولی از شادمهر که مسترینگ را به خود داشت و هنوز نهایی نشده بود، بیشتر فقط روی قدرت صدای ابی تمرکز کرده بود(و این قدرت صدای ابی با وجود تمام جذابیت و شنیدنش برای ما دوستداران آقای صدا اتفاقا متاسفانه پاره ای از اوقات نیز تنها نقدی هست که شاید بعضی ها به او وارد میکنند که ابی فقط صدایش قدرت دارد نه بیشتر یا چیز دیگر!) اما اینجا و در این تنظیم جدید آندرانیک، ابی سعی کرد و موفق هم شد که کنترل شده تر از همیشه نه قدرتمند تر(که شاید برای اکثر ما هواداران ابی آن دومیش بیشتر خوش باشد!) یکی از احساسی و عاشقانه ترین اجراهای اخیرش را داشته باشد که در کل نمره واقعا قبولی میگیرد. اجرایی که بر خلاف تنظیم قبلی و یا حتی اکثر آثار شوبرت  که برای ابی ساخته بود، یک سرزندگی در آهنگ ایجاد کرده هست که احساس و لطافت آهنگهای شاهکار پیشین آقای صدا را یادآوری میکند تا قدرت صدای او را. که در تنظیم و به طبع ملودی نیز خلاقیت و نوآوری به مراتب بیشتری نسبت به قبلی دیده میشود، برخلاف ریتم یکنواخت کاملا بالا یا پایین اثر قبلی که از نوازش شنیدیم(که حتی پایینش هم خیلی احساسی نبود و ماراتن میبود و صدای آن قدرت فریاد مانند ابی انگار که تنها فقط در همان حالت اوج، کمی پایین میامد!) ولی این تنظیم جدید، شاید شروع کوبنده قسمتهای اوج نوازش قبلی را نداشته باشد و ابی  هم گامهای بالاتری را بر نمیدارد که البته خارق العاده این هست که همین گام او نیز بسیار باز قابل اشاره هست! و اما حساب شده تر کارش را تا پایان میرود بدون اینکه ذره ای افت و خیر بر خلاف کار قبلی داشته باشد و چاشنی احساس را بسیار بیشتر میکند که لذت یک ترانه عاشقانه را که البته با تصویری که از ویدیو میدیدیم کمی غم انگیز به مخاطب میرساند که ابی نیز همین را میخواهد و لزومی نمیبیند به فریاد و اوج بیشتر که مخاطبش با این پیام تصویر و ویدیویی که هدف گزاری شده هست رنگ دیگر به خود گرفته هست که در این اوضاع حسرت بار، با گه و بی گاه لبخندهایی و اجرای روانش میخواهد صدای عاشقانه و احساسی خود را با امید بیشتر به مخاطبان و عاشقان برساند که لباس سفید او و آهنگساز در ویدیو نیز به عنوان یک نماد مثبت موید همین گفتار در آن تصویر غالبا زرد و مایل به سیاهی که نشان از یاس و نا امیدی جامعه غمگین در ویدیو میباشد بوده هست. 

نیازی به تحسین اجرای ابی هم نیست که باز هم در بیان لفظ کلمه ها مثلا تب ، لمس، احساس و مرگ هنرمندانه اوج حس این کلمات را با ادای دقیق و وفادارانه کلمه به بیننده و شنونده میرساند که او کارش را در این سن و سال و با این سیمای جدیدش با ابهتی وصف نشدنی که گویی Godfather تمام خواننده های موسیقی پاپ ایران شده هست به خوبی مثل همیشه با تمام احساس اما اینجا کمی بنا بر مقتضا حسرت بار و البته امیدوارانه  به عنوان پیامی نوید دهنده با اجرایی آرامش بخش در کمال لطافت و دلنشینی رسانده هست.


به هر حال نوازش را دیدیم و اثری بود بسیار قابل تامل و قابل بحث  با شعری ساده اما بسیار زیبا و پر احساس از شاعری در داخل کشور که با اهنگسازی جوانی بسیار با استعداد به نام شادمهر عقیلی که فصل جدیدی از کارنامه پرافتخار ابی را مطمینا در کنار او رقم خواهد زد بسیار به کاری شنیدنی به کمک تنظیم اسطوره با تجربه ای چون آندرانیک و ویدیوی با معنا و تاثیرگزار آن در آمده هست (حضور دو خواننده بزرگ و صاحب سبک از دو نسل مختلف نیز در این ویدیو در تثبیت ماندگاری این اثر برای نقش بستن در یادها  نیز بسیار تاثیر گزار و برای همیشه قابل مثال خواهد بود) البته که هنوز که هنوزه بنده به شخصه در تحیر آن ایده درخشان و بکر این ویدیوی تمام اوریجینال هستم(این اوریجینال بودن از این باب که دیگر با این ایده و تصاویر سمبلیک درخشان، دیگر نقدی به اوریجینال نبودن این ویدیو همچون دیگر شاه ویدیوی ابی یعنی ترانه خالی نیز وارد نخواهد شد که داستانها پشت سر آن شاه اثر ماندگار ساختند!)

اولین اثر آلبوم جدید ابی نوازش(اگر ترانه تصمیم از آلبوم جدید را نیز فعلا به حساب نیاوریم) به مراتب نوید روشن تری از آلبوم جدید آقای صدا به نام حس تنهایی و شنیدنی تر و زیباتر از آلبوم قبلی اش حسرت پرواز را به دوستدارانش میدهد که اولین بار با صدام کردی(اثر محبوب شخصا خودم!) چند سال پیش تبلیغ شده بود.

*سقوط هواپیمای پرواز تهران ـ ایروان با 168 نفر سرنشین اتفاقی ناگوار که در 24 تیر ماه سال گذشته(1388) اتفاق افتاد که منجر به جان باختن هموطنان عزیز کشورمان شد. در 26 تیر سال 1388 ابی کنسرتی در کشور ارمنستان تدارکات دیده بود و اکثریت سرنشینان این هواپیما مشتقانی بوده اند که برای دیدن کنسرت ابی راهی این کشور شده بودند که متاسفانه به دلیل فرسوده بودن پیکر بندی این هواپیماهای توپولوف جان به جان آفرین تسلیم کرده اند و جاودانه شدند...

                                                          

در میان جان باختگان نام عبدی یمینی هم به چشم می خورد آهنگساز و تنظیم کننده شهیر کشورمان که به دعوت ابی برای دیدن کنسرت ایشان به ارمنستان دعوت شده بودند ایشان آثار گرانبهایی رو با صدای ابی و داریوش بر جا گذاشته است که سال های سال است در طراوتش همچون گذشته تغییری حاصل نشده است و همچنان رنگ و بی تازه ای دارد  ... روحشان شاد و یادشان گرامی......


**شرح کامل از سقوط هواپیما توپولوف و اطلاعات بیشتر از این اتفاق ناگوار در وب سایتBBC می توانید مشاهده فرمایید.



دانلود ویدیو نوازش با کیفیت 720p HD (کیفیت عالی)

دانلود ویدیو نوازش با کیفیت خوب

دانلود mp3 با کیفیت اورجینال  320 HD RIP

*لینک های قرار داده شده ویدیو و فایل صوتی از وب سایت رسمی شادمهر عقیلی عزیز

 

 _________________________________

مفتخریم اعلام داشته باشیم , نقد ترانه و ویدیو بسیار زیبای نوازش در وب سایت رسمی ابی عزیز درج گردیده است .

آدرس وب سایت رسمی ابی عزیز www.ebihamedi.com

لینک مطلب درج گردیده شده
http://blog.ebihamedi.com/2010/10/blog-post_13.html


نویسنده:امیر داوری و پیمان ک

+ نوشته شده در  ساعت 12:15  توسط EBI Mr sonG  |